من دانای کل هستم

من دانای کل هستم

نویسنده:

ناشر: چشمه
دسته‌بندی: رمان
  • تاریخ نشر: 97
  • چاپ: 15
  • شابک: 9786220101147
  • تعداد صفحه: 98
  • وزن: 100 گرم
  • وضعیت: موجود

وقتى پدرالیاس مُرد چه خبرناگهانى اى بود.انگارهزارنفرمُرده بود.کسى نمى مُرد آن روزها،انگار،فقط پدرالیاس مُرد بس که پیربود.انگارنبایدمى م‍ُرد.وقتى غلام سگى طوبا رابى سیرت کرد چه کار زشتى کردغلام.انگارهزاردختررا. روزنامه هاانگارخبرنداشتندچاپ کنند،خبرغلام راچاپ کردند.وماانگاربلیت بخت آزمایى برده باشیم،خم شدیم روى روزنامه هاتاعکس غلام راببینیم. روضه مى رفتم بامادرم،و زن ها باصداى بلند.زیردرخت هاى توى حیاط خانه ى میرزا.بعدباروضه خوان مى رفتیم مجلس بعدى،وبازمادرم گریه.باهمان روضه که تازه شنیده بود.من هم گریه.طورى که مادرم نبیند.نه به خاطرروضه.به خاطره مادرم که گریه مى کرد. انگارنمى ترسیدم آن روزها،ازهیچ چیز،فقط ازسگ ها مى ترسیدم،رفیق زیادداشتم،دوچرخه ام وتیله هام ورسول ودرخت کناروعیدى وسینمامولن روژ.حالا مى ترسم اما،زیاد.ازباران حتا،ازرادیوحتا،ازکفش هام،ازپیچ ومهره هاى ماشینم،ازدندان هام،وازهمه بیش تراز بچه هام،مثل مرگ ازاین ها مى ترسم. زیادمى خندیدم آن روزها،ازته دل،حالا نمى خندم،خوب مى شنیدم صداى دیگران راآن روزها،خوب مى دیدم دیگران را،حالانمى شنوم،نمى بینم.

17,000 تومان
13,770 تومان
خرید